امروز دقیقا چهار ساله که از ما خداحافظی کردی و رفتی , در اوج درد ولی با سکوت , پر از غم اما با لبخند , پر از حسرت اما با امید , ای کاش از لحظه لحظه های روز های آخر رفتنت عکس می گرفتم , همان لحظه ای که به چهره تک تک ما خیره می شدی , گویا می دانستی که دیگر دیداری در پیش نیست ,همان لحظه ای که دستت را گرفتم تا از بستر بلند شوی و عرق سرد دستت خبر از یک اتفاق دلخراش می داد , زمانه چقدر بی وفایی .. فکرش رو هم نمی کردم که این قدر زود بگذره ..
…


