عموپورنگ

دست نوشت های داریوش فرضیایی

 

پورنگ پورنگ پورنگ
نظرات شما در باره عموپورنگ

8/31
2010

  • Link

    همه ی در ها به روی مردم باز بود و خیل عظیمی از جماعت پیر و جوان سعی داشتند از آن درها عبور کنند یکی با گریه , دیگری با تضرع و تمنا و آن دیگری هم غرق در دعا و نجوا …صحنه بسیار عجیبی بود کمی دور و برم را بیشتر نگاه کردم صحرای خشک و برهوتی بود تا چشم کار می کرد آدم بود و چقدر هم با یکدیگر سرد برخورد می کردند برای لحظه ای به یاد صحرا ی عرفات افتادم چشمهایم را مالیدم با خود فکر می کردم که خواب می بینم اما نه واقعیت داشت گویی این جمعیت در حال رفتن به سوی درهای باز باز بودند گویی صحرای…

Tumblr - Theme by Kyle Moseby

  •  پورنگ Add to Google Site Meter card.ly
  • Archive
  • Random
  • RSS