در حالی که سعی می کرد عصبانیتش رو کنترل کنه با بغض آمیخته به گریه گفت : عمو ببین سهند و متین به من چی میگن ..وقتی شما نیستین هی منو اذیت می کنن و تیکه بارم می کنن ..سهند و متین رو صداشون کردم و و مثل ناظم مدرسه ازشون خواستم که توضیح بدن چی شده
سهند کمی این پا و اون پا کرد و با ترس و لرز آب دهانش رو قورت داد و گفت : عمو بخدا شوخی کردیم ..این پسره اصلا جنبه شو نداره ..و متین ادامه داد : عمو به جان مادرم خودش هم ما رو اذیت می کنه ..میاد عینک مو بر می داره میگه آفتاب بدم خدمتتون…
دیر زمانی است که از خود سوال می کنم : آیا من فقط همین هستم ؟ یعنی ظاهر شدن در صفحه جادویی تلویزیون ؟ اجرای طرب انگیز و شاد و بی تفاوت به هر چه غم اندرونی ؟ آیا زمانی که همه چیز پایان یافت من نیز به پایان می رسم ؟ آیا حقیقت وجودی من در این برهه از ایام زندگی فقط همین بوده است ؟ و یا نه ..من بعد از پایان در تلویزیون تازه آغاز می شوم ؟ من به تقدیر و سرنوشت از یک سو و جبر و اختیار از سوی دیگر بسیار معتقدم , چرا که تقدیر ما را خداوندی رقم می زند که خالق هستی و آفرینش است و مطمئنم…
دوستای خوبم سلام
چقدر شماها گلید …چقدر شما مهربون و با صفا هستید آخه من در مقابل سیل پیامهای شما چه چیزی می توانم بگویم جز اینکه الهی پیر شید و عاقبت بخیر ..
وای نمی دونید چقدر خوشحالم ..آخه از روز شنبه دوباره همکارای کوچولوی من میان توبرنامه .. اونا که هستن اجرای برنامه برام مثل بازیهای کودکی شیرینتر و جذابتر میشه .. البته بگذریم که بعضی اوقات هم اذیتم می کنن اونقدر که واقعا از دستشون خسته میشم درست مثل اینجا تو سایت یادتون میاد ؟؟؟ اما با این حال من همه شون و همه تون رو دوست…
تو صحن امامزاده سلطان علی ابن محمدباقر(ع) در مشهد اردهال دیدمش ..گویی تو یک کویر درندشت بودم من بودم و اون دوربرش خیلی خلوت بود مثل همیشه آرامش و سکوت رو به همه چیز ترجیح داده بود ..
کنارش نشستم و زل زدم تو چشماش نگاهش مثل همیشه پر از معنا و مفهوم بود و چهره اش ساده و متفکر ..خواستم لب گشوده و حرفی بزنم نگاهم به نوشته زیر عکسش افتاد و سکوت کردم تنهایی من و تنهایی او …؟؟؟ صدای ترک ها در گوشم زنگ می زند
فصل امتحانات شروع شد و من تو چند تا برنامه آینده با بچه های داخل استودیو هستم و احتمالا محروم از همکاران دانش آموزم .. امیر محمد و متین و سهند رو میگم برای همه تون آرزوی موفقیت و تندرستی دارم . منتظر اخبار خوب از نتایج موفقیت تون تو امتحانات هستم .
این ایمیل را هم سیدمجیب وزیری بیننده خوب برنامه از افغانستان برایم فرستاده است از ایشان تشکر می کنم که بیننده فوق برنامه است
سلام عمو پورنگ، خوب…
به نام خدا بچه هاي عزيزم سلام چقدر خوشحال ميشم وقتي مي بينم اينقدر مهربون و فهميده هستيد و در فضاي اينترنت اين چنين به يكديگر احترام ميگذاريد و سعي داريد با تبادل نظر وبيان حرفهاي آموزنده همديگر رو راهنمايي كنيد.خدا رو هزاران مرتبه شكر چنين برادرزاده هاي خوبي دارم.شما بچه ها چه پسر چه دختر هميشه برام عزيز و قابل احترام هستيد و مطمئن باشيد هرگز فراموشتان نخواهم كرد… راستي تا يادم نرفته يك تشكر ويژه از بچه هاي خوب قم داشته باشم كه با نامه ها و سوغاتي هاشون كلي مرا شرمنده كردند … دانش…
برای ثبت نظرات روی عکس کلیک کنید
اگر بپذيريم اين كودك سالاري است كه بر نهادهاي خانواده و مدرسه حاكم است ، اينك بايد بگوييم كه قلمرو اين فرمانروايي تا سطح رسانه ملي گسترش يافته است و به تدريج يك شبكه تلويزيوني فرم و محتواي خود را مطابق سليقه و مطالبات كودكان تغيير مي دهد و شبكه دو به شبكه كودك تبديل مي شود . تخصصي شدن شبكه هاي تلويزيوني البته يك ضرورت رسانه اي است كه در همه جاي دنيا پذيرفته شده است . شاید هيچ شبكه اي براي تخصصي شدن به اندازه شبكه كودك با توجه به…
سلام به همه دوستان قسمت ما هم این بود که روز جشن بزرگ ولایت عید سعید غدیر از مشهد رضا به طور زنده برای کودکان و مادران مشهدی اجرا کنیم که همه شما شاهد بودید فعلا عکسها را ببینید کم کم این پست کاملتر خواهد شد از دوستان مشهدی هم تقاضا دارم برای تکمیل این سفرنامه تصویری عکس و یا خاطره ای و یا بازخورد آن در روزنامه های محلی را در اینجا ذکر نمایند
آقا و یا خانم خسروی هم در…
شب از نیمه گذشته بود , حیاط حرم آنقدر خلوت بود که صدای قدمهای خودم را به وضوح می شنیدم , داخل حرم کنار ضریح مراسم دعا و نوحه خوانی برقرار بود, من نیز با آنها همراه شدم تا اینکه لحظه باز شدن درب ضریح فرا رسید و چند نفر که از قبل مشخص شده بودند داخل شدند , من نیز وارد ضریح شدم .
یک روز قبل روز شهادت امام جواد (ع) یکی از دوستان با من تماس گرفت و خبرش رو داد , اول باورم نمی شد , آخه دو روز قبل هم این توفیق تو امامزاده صالح نصیبم شده بود , البته اونجا کاملا تصادفی رفته بودم ,…
هر بار که برای ضبط ترانه های جدید به استودیوی ضبط اقای نصرتی می رویم علیرغم خستگی اما با نشاط بیشتری پس از پایان کار به خانه بر می گردیم اقا مهرداد یک کوه انرژی است و تمامش هم مثبت بس که به ادم روحیه می بخشد یک انسان شریف و دوست داشتنی برای پست بعدی یک پست تصویری در نظر گرفه ام مطمئنم خوش تون خواهد امد


